پرش به محتوا
AutoValue
۱۲ شهریور ۱۴۰۵ · Selling

سه راهی که فروشنده‌ها با دست خودشان آگهی‌شان را می‌کشند، پیش از آن‌که کسی زنگ بزند

AutoValue Editorial
سه راهی که فروشنده‌ها با دست خودشان آگهی‌شان را می‌کشند، پیش از آن‌که کسی زنگ بزند

اکثر روزها نزدیک به ۱.۱ میلیون آگهی زنده خودروی دست‌دوم از ۱٬۳۷۵ منبع را زیر نظر دارم، و بخش قابل‌توجهی از آن‌ها فقط... همان‌جا نشسته‌اند. نه کاهش قیمتی، نه بازنشر، نه عکس تازه‌ای؛ فقط آرام‌آرام در صف کهنه می‌شوند، درحالی‌که یک ماشین تقریباً مشابه سه ردیف پایین‌تر ظرف نُه روز فروخته می‌شود. مشکل معمولاً خودِ ماشین نیست. آگهی است.

سه اشتباه، بیشترِ این ویرانی را رقم می‌زنند. هیچ‌کدام عجیب و غریب نیستند. هر سه کاملاً در اختیار فروشنده‌اند، که بسته به این‌که چند هفته را تا الان هدر داده‌اید، می‌تواند دلگرم‌کننده باشد یا کلافه‌کننده.

اشتباه اول: قیمت‌گذاری برای «جا گذاشتن برای چانه‌زنی»

روی کاغذ، این غریزه منطقی به نظر می‌رسد — بالا قیمت بگذار، انتظار داشته باش پایین بیایی، همه برنده می‌شوند. اما در عمل، این مطمئن‌ترین راه برای نامرئی کردن یک آگهی است.

مکانیزم آن این‌طور است. سامانهٔ رصد معاملات ما (deal-monitor) هر روز حدود ۱۲٬۸۰۰ آگهی زیرقیمت را با مقایسهٔ هر ماشین با گروه هم‌رده‌اش در منطقه — همان مارک، همان مدل، مشخصات تقریباً یکسان، منطقهٔ مشابه — شناسایی می‌کند. خریدارها، چه بدانند چه ندانند، دقیقاً همین محاسبه را در ذهن‌شان به‌صورت آینه‌وار انجام می‌دهند، یا یک فیلتر این کار را برایشان انجام می‌دهد. ماشینی که ۱۵ تا ۲۰ درصد بالاتر از گروه هم‌ردهٔ خودش قیمت‌گذاری شده، نه تماس تلفنی می‌گیرد نه پیشنهاد پایین؛ فقط رد می‌شود. خریدارانی که در بازاری با ده‌ها هزار آگهی قابل‌مقایسه می‌گردند — فرانسه به‌تنهایی الان ۶۷٬۵۶۹ آگهی دارد، ژاپن ۶۱٬۹۴۰ — با ماشین‌های گران‌قیمت وارد چانه‌زنی نمی‌شوند. فقط از رویشان رد می‌شوند و می‌روند سراغ تب بعدی.

ویرانی حاصل این‌طور به نظر می‌رسد: سه هفته سکوت، فروشنده‌ای که فکر می‌کند بازار «کساد» شده، و بعد یک کاهش قیمت هراسانِ ۱۲ درصدی که ماشین را به قیمتی پایین‌تر از ارزش منصفانه‌اش می‌رساند، چون تا آن موقع فروشنده فقط می‌خواهد از شرش خلاص شود. همان فضایی که برای چانه‌زنی گذاشته بود، بیشتر از آن‌چه قرار بود صرفه‌جویی کند، برایش هزینه داشت.

اشتباه دوم: عکس‌هایی که ماشین را پنهان می‌کنند نه این‌که بفروشندش

اشتباه دوم، تقریباً آینهٔ اشتباه اول است: فروشنده‌هایی که قیمت را درست تنظیم می‌کنند اما با چهار عکس تار که شب در یک پارکینگ سرپوشیده گرفته شده، یا حتی بدتر، با یک عکس تک از بیرون ماشین شبیه عکس‌های تبلیغاتی و بدون هیچ نمایی از داخل، کیلومترشمار یا فرسودگی، به خودشان لطمه می‌زنند.

من این الگو را در منابع به قدری دیده‌ام که به آن اعتماد کنم: دو آگهی، همان مارک و مدل، همان قیمت درخواستی، همان منطقه، و آگهی‌ای که هشت یا ده عکس واضح دارد — داشبورد، صندلی‌ها، کیلومترشمار، هر آسیبی که صادقانه نشان داده شده — پیش از آن‌که سه روز از عمرش بگذرد، به‌طور محسوسی بازدید بیشتری می‌گیرد. خریدارها یک مجموعه عکس کم‌وکاست را نشانهٔ پنهان‌کاری می‌خوانند، و به قدر کافی درست می‌گویند که این قاعدهٔ ذهنی جا بیفتد. یک کمری یا گلف دست‌دوم، شیء کمیابی نیست؛ فقط تویوتا و فولکس‌واگن روی هم بیش از ۱۷۶٬۰۰۰ آگهی در داده‌های ما دارند. وقتی ماشین شما یکی از ده‌ها هزار گزینهٔ تقریباً یکسان است، ابهام تنها چیزی است که از پسش برنمی‌آیید.

فروشنده‌ای که هر بار او را علامت‌گذاری می‌کنم: کسی که ماشین را دقیقاً یک‌بار عکاسی می‌کند، همان روزی که تصمیم به فروش می‌گیرد، در هر نوری که آن لحظه هست. آگهی شش هفته همان‌جا می‌ماند. عکس‌ها هیچ‌وقت عوض نمی‌شوند. قیمت هم همین‌طور. هیچ‌کس هم تعجب نمی‌کند که چرا.

اشتباه سوم: مبهم یا اشتباه رها کردن فیلدهای مشخصات فنی

این خاموش‌ترین قاتل است، چون فروشنده‌ها به‌ندرت متوجه می‌شوند که دارد اتفاق می‌افتد. موضوع قیمت یا عکس نیست — موضوع این است که اصلاً وقتی کسی جست‌وجو می‌کند، آگهی نشان داده می‌شود یا نه.

بازارها بر اساس گیربکس، نوع سوخت، تیریم و بازهٔ کیلومتر فیلتر می‌کنند. فروشنده‌ای که فیلد تیریم را خالی می‌گذارد، از روی عادت دنده‌ای را اتوماتیک برچسب می‌زند، یا کیلومتر را به یک عدد رند مشکوک گرد می‌کند، از جست‌وجوهایی حذف می‌شود که می‌توانستند ماشینش را دقیقاً همان چیزی که خریدار می‌خواهد پیدا کنند. این را در کار خودمان روی نرمال‌سازی داده‌ها هم در مقیاس بزرگ دیده‌ام — به قدری آگهی با فیلدهای مشخصات درهم یا ناقص وارد می‌شود که ما پاس‌های اختصاصی برای یکدست‌سازی enum و تیریم اجرا می‌کنیم فقط تا داده اصلاً قابل‌استفاده شود. اگر این مسئله پایپ‌لاینی را که دقیقاً برای مدیریت همین آشفتگی ساخته شده به مشکل بیندازد، مطمئناً پنل فیلتر خریدار را هم به مشکل می‌اندازد، که هیچ‌کدام از آن تحمل را ندارد.

ویرانی این‌جا از قصد برای فروشنده نامرئی است: نه تماسی، نه پیامی، هیچ‌چیزی برای تشخیص دادن، چون آگهی اصلاً به کسانی که آن را می‌خواستند نشان داده نشده. از بیرون درست مثل «بازار کساد است» به نظر می‌رسد. اما نیست.

آن‌چه این سه شکست با هم مشترک دارند

اگر این‌ها را کنار هم بگذارید، الگو واقعاً دربارهٔ قیمت، عکس یا مشخصات به‌تنهایی نیست — دربارهٔ این است که هر اشتباه برای چه کسی بهینه شده.

اشتباهواقعاً برای چه کسی استخریدار چه می‌بیند
قیمت‌گذاری بالاتر از گروه هم‌ردهامید فروشنده به چانه‌زنیماشینی گران‌قیمت، که ردش می‌کنند
عکس‌های کم‌وکاست یا تاریکحداقل تلاش برای ثبت آگهیابهام، که به‌عنوان ریسک خوانده می‌شود
فیلدهای مشخصات مبهم/اشتباههرکس که فرم را سریع‌تر پر کردههیچ‌چیز — کاملاً از فیلتر حذف می‌شود

هرکدام از این‌ها، راحتی فروشنده را در لحظهٔ ثبت آگهی بهینه می‌کند، نه تصمیم خریدار سه هفته بعد را. راه‌حل پیچیده نیست، و در واقع سه راه‌حل جداگانه هم نیست — یک انضباط است که سه بار اعمال می‌شود: قیمت را در برابر گروه هم‌ردهٔ واقعی تعیین کنید، نه عددی که آرزو دارید درست باشد؛ ماشین را همان‌طور نشان دهید که دوست داشتید ببینیدش اگر بدون دیدن حضوری می‌خواستید بخریدش؛ و همهٔ فیلدها را با دقت پر کنید حتی وقتی خسته‌کننده است، چون همان فیلد تنها دلیلی است که بعضی خریدارها اصلاً ماشین را می‌بینند.

هیچ‌کدام از این‌ها به ماشین بهتر نیاز ندارد. نیاز دارد که با آگهی مثل خودِ محصول رفتار کنید، چون برای دو هفتهٔ اول، آگهی تنها چیزی است که کسی دارد می‌خرد.

SellingListingsPricingMarketplace Data
اشتراک‌گذاری

مقالات مرتبط